* دلشاد *
* Always be Happy Evan if you are unhappy *
و كربلا را تو مي پنداري كه شهري است در ميان شهرها و نامي است در ميان نامها... زمين:سراسر پهندشت كربلاست و راه قدس از كربلا مي گذرد يعني آماده باش تا پاي خون و جان ! دندان صبر برجگر بگذار و مردانه در صف مردان كربلايي بايست تاگرگان گرسنه يزيدي پيكر حق را مثله نكنند... و تو چه امروز و چه ديروز و چه هزار سال ديگر يا بايد در قبيله ي شيطان داخل شوي و به لشگر يزيد بپوندي وگرنه مرد باشي و در خيل اصحاب حسين عليهالسلام پنجه در پنجه ظلم در افكني و تا پاي جان بايستي... ...آن سوتر از دجله فرات است . كه هنوز آبشخور گرگان گرسنه يزيدياست. كه آب را بر كربلاييان بسته اند و در افق دور "قدس" است كه در اسارت شيطان... و تو اي جوانمرد! بگو كه از كدامين قبيله اي؟! - بر روی تابوت من بنویسید این سرنوشت کسی است که زگهواره تا گور دانش جویید!! یه كم طولانی شده ولی تحمل كنین و تا آخرش بخونین. یه روز خدا فرشته هاش رو جمع كرد و گفت كه میخواهد یه موجود تازه خلق كنه تا فرشته ها از اون موجود تازه یاد بگیرند كه خوبی یعنی چی؟...
-قبر مرا نیم متر كمتر عمیق كنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیكتر باشم.
-بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت نگاری قرار دهید.
- به پزشك قانونی بگویید روح مرا كالبدشكافی كند، من به آن مشكوكم!
- ورثه حق دارند با طلبكاران من كتككاری کنند.
-عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب یا...ازداخل گور اینجانب اكیدا ممنوع است.
- برقبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا كنم.
-كارت شناسایی مرا لای كفنم بگذاریدشاید آنجا هم نیاز باشد!
- مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغات نچسبانند .
- دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنید!
- كسانی كه زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
- شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهید.
-گواهینامه رانندگیم را به یك آدم مستحق بدهید،ثواب دارد.
-درمجلس ختم من گاز اشكآور پخش كنید تا همه به گریه بیفتند.
- از اینكه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش میطلبم.
- به مرده شوی بگویید مرا با چوبك بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.
-چون تمام آرزوهایم را بگور می برم سعی کنید قبرم را خیلی بزرگ و وسیع بسازید که جا برای جسدم باشد ...
خدا اون موجود رو از نیستی آفرید و اسمش رو انسان گذاشت. فرشته گفتند خدایا این چی داره كه ما نداریم و خدا گفت انسان دل داره و توی دلش یه دنیای بزرگ.فرشته ها پرسیدند توی دنیای دلش چی زندگی میكنه؟خدا گفت خیلی چیزها و یه پری و یه دیو كه دیو دلش هنوز بیدار نشده... بعد خدا به فرشته ها گفت كه به انسان سجده كنید و همه سجده كردند جز یه فرشته كه اسمش ابلیس بود.ابلیس گفت خدایا من از انسان برترم و خدا گفت نیستی و ابلیس گفت اجازه بده تا ثابت كنم. وخدا اجازه داد.یه روز كه آدم توی بهشت بود یه اشتباهی كرد و با ابلیس دوست شد و ابلیس دیو دل آدم رو بیدار كرد.خدا آدم رو صدا زد و گفت اینجا جای كسانیه كه دیو دلشون بیدار نباشه پس تو برو به یه جای دیگه هروقت دیو دلت خوابید دوباره بیا....
آدم گفت چشم...
خدا گفت یادت نره ها من منتظرت میمونم تا دوباره برگردی و آدم گفت چشم....
و آدم به دنیا اومد........
اما كم كم یادش رفت كه خدا چی گفته بود .همیشه روی زمین دنبال بهشت بود... دنبال همه اون خوبی ها كه خدا برای انسانیت به او هدیه كرده بود... توی دلش همیشه جنگ بود.جنگ بین دیو و پری... دیو و پری زورشون به هم نمی رسید.به خاطر همین همیشه دیو یا پری به آدم میگفتند كه به من كمك كن... و آدم گاهی به دیو و گاهی به پری كمك میكرد اما همیشه جنگ ادامه داشت....
سالها گذشت.... وقتی خدا دید كه آدم نمی تونه دیو دلش رو شكست بده یه فرشته فرستاد و فرشته اومد و به آدم یاد داد كه چطوری باید دیو دلش رو شكست بده و سالها گذشت........
دیو خیلی قلدر بود و به این راحتی نابود نمی شد وسالها گذشت......
خدا به آدم فرزندانی داد وبازهم سالها گذشت......
یه روز كه آدم خیلی خسته بود از اینكه بهشت رو پیدا نمیكرد و از اینكه جنگ بین دیو و پری توی دلش تموم نمیشد سرش رو روی خاك گذاشت و گریه كرد .......
به یاد اون روزی افتاد كه توی بهشت بود یاد همه اون زیبائی های بهشت و همه اون خوبی ها...
و آدم باز هم گریه كرد.......
وقتی سر از سجده بلند كرد دید كه دلش آروم شده و دیو دلش خوابیده...
خدا دو باره آدم رو صدا زد و آدم با صدای خدا دوباره به بهشت برگشت.اما یادش رفت كه به فر زندانش یاد بده كه اگر دیو دلتون خستتون كرده و اگر دلتون برای بهشت تنگ شده باید چی كار كنید..... و خدا بازهم فرشتگانی فرستاد و فرشته ها به فرزندان آدم یاد دادند كه شما از كجا او میدید و دوباره باید برگردید و اگر دیو دلتون رو شكست دادید بر می گردید به بهشت و اگر پری دلتون رو كشتید دیگه هیچ وقت به بهشت بر نمی گردید چون جای دیو ها توی بهشت نیست و دیو ها باید برگردند به خونه خودشون كه اسمش جهنمه......
وفرشته ها رفتند و سالهای زیادی گذشت......
بعضی از انسانها یاد گرفتند و همیشه یاد شون موند كه باید دیو رو شكست بدن و چطور باید این كار رو انجام بدن و برگردند به بهشت آخه خدا منتظر اونهاست .....
اما اكثر انسانها یادشون رفت و همیشه روی زمین با پری دلشون جنگیدند و با دیو دلشون رفیق شدند و همیشه روی زمین دنبال بهشت گشتند و ندیدند كه مردانی به بهشت باز می گردند......
یا حق
| Design By : Night Skin |





