* دلشاد *
* Always be Happy Evan if you are unhappy *
عشق از من و نگاه تو تشکیل میشود وقتی به داستان نگاه تو میرسم ای عابر بزرگ که با گامهای تو ... تا کی سکوت و خلوت این کوچههای سرد آیا دوباره مثل همان سالهای پیش بی شک شبی به پاس غزلهای چشم تو «آنروز هفت سین اهورایی بهار بياييد برايتان نيزه آورده ام، آدم ها لشگر فرو دست ! خيالتان راحت باشد آنقدر نيزه و شمشير هست كه عدالت رعايت شود و به هر كدام از سربازان رو برو يتان ده ها زخم ونيزه و شمشير برسد. خجالت نكشيد. عدالت را به خوبي رعايت كنيد شما نذر كرده ايد زخم تقسيم كنيد .راستي! ۶ماهه را فراموش نكنيد.مقسم خوبي باشيد مبادا مورد مواخذه اميرتان قرار بگيريد! اين آخرين شب است ! براي حسين آخرين شب و براي شما شروع شب .بگذاريد با خيال راحت وداع كند. بگذاريد تمام خدا بر او فرود آيد بگذاريد اين نيل فرات بگريد.چه باك كه فردا دنيا از آن شماست! دشت در زير گامهايتان مي لرزد و دنيا به كامتان مي شود.آنها هفتادو دونفر و شما هزاران هزار! چخه خوش بخسبيد كه فردا ژيروزي از سر انگشتانتان چكه ميكند!فردا سر ها را به سر نيزه ها ميدوزيد و به نزد اميرتان باز مي گرديد تا لبهايش را به خنده زيور ببندد و در برابر ديدگان خوش وقت شما شيشه هاي قهقه و شراب را بالا بكشد و كيسه هاي زر را بين شما عادلانه قسمت كند، همانطور كه شما زخمها را عادلانه بر دشت پاشيديد...
گل زخمي، گل پرپر، گل سرخ گل افتاده پشت در، گل سرخ شكسته زير آوار درد و ميخ گل پژمرده ي پرپر، گل سرخ! گل پهلو كبود چهره نيلي بهار آتشين پيكر گل سرخ گل صورت بنفش غنچه مرده رها در خون و خاكستر گل سرخ در آن سو كوه مردي دست بسته شكسته قامت اين سوتر گل سرخ گل باز و كبود و ماه پيكر گل زهرا، گل كوثر، گل سرخ! و كربلا را تو مي پنداري كه شهري است در ميان شهرها و نامي است در ميان نامها... زمين:سراسر پهندشت كربلاست و راه قدس از كربلا مي گذرد يعني آماده باش تا پاي خون و جان ! دندان صبر برجگر بگذار و مردانه در صف مردان كربلايي بايست تاگرگان گرسنه يزيدي پيكر حق را مثله نكنند... و تو چه امروز و چه ديروز و چه هزار سال ديگر يا بايد در قبيله ي شيطان داخل شوي و به لشگر يزيد بپوندي وگرنه مرد باشي و در خيل اصحاب حسين عليهالسلام پنجه در پنجه ظلم در افكني و تا پاي جان بايستي... ...آن سوتر از دجله فرات است . كه هنوز آبشخور گرگان گرسنه يزيدياست. كه آب را بر كربلاييان بسته اند و در افق دور "قدس" است كه در اسارت شيطان... و تو اي جوانمرد! بگو كه از كدامين قبيله اي؟!
گاهی تمام من به تو تبدیل میشود
یکباره شعر وارد تمثیل میشود
از انتظار پنجره تجلیل میشود
بر چشم های پنجره تحمیل میشود؟
امسال هم بدون تو تحویل میشود؟
بازار وزن و قافیه تعطیل میشود
موعود! با سلام تو تکمیل میشود»


| Design By : Night Skin |


